توحید را به کودکان بیاموزید
اخبار اسلامی، تانجونج إنيم - اولین تعهد والدین در برابر فرزندانشان آموزش جمله توحید ، لا اله الا الله است. این جمله اساس اسلام است. با این جمله ما زندگی می کنیم و در بالای این جمله می میریم. این جمله میفتاح الجنه ، کلید بهشت است.
در ثانیه های مرگ فرعون داستان جالبی وجود دارد. او گفت (آمَنْتُ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائیلَ وأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ)، و من از کسانى هستم که تسلیم خدا شده اند. بنابراین الله سبحانه و تعالی به اعتراف فرعون پاسخ داد. از طریق سخنان او:
از این داستان ، باید آن را در کودکان القا کرد. به طوری که کودکان جمله توحید را دوست دارند. پایان زندگی یا توحید بدست آوردن نیکی است و آخرت وارد بهشت می شود. در همین حال ، پایان زندگی برای دشمن ، احد توحید ، بدبختی است و زندگی پس از مرگ به جهنم خواهد رفت.-
رسول اللهشالله عليه وسلم گفت:
اِفْتَحُوْا عَلَی صِبْیَانَكُمْ أَوَّلَ كَلِمَةٍ بِلاَ إِلَهَ اِلاَّ اللهُ ، وَ لَقِّنُوْهُمْ بِلال إِلَهَ اِلاَّ اللهُ ، و َ لَلُّ
"اولین جمله را به فرزندان خود لااله الاالله بیاموزید ، و تالکینکلاناه را در هنگام مرگ با جمله لا اله الاالله تالکین کلاه کنید." (منابع انسانی. الحکیم).
حتی لقمان الحكیم به ما آموخته است كه چگونه فرزندان خود را آموزش دهیم. اولین مطالبی که باید آموزش داده شود مسئله توحید است ، از خدا شانه خالی نکنید. تزكیه توحید قبل از تحمیل سایر تعهدات مورد تأكید است.
ابن قیم در کتاب اهکامولسنگفرش گفت: "هنگامی که آنها می توانند صحبت کنند ، آنها آموزش می بینند که جمله لا اله الا الله محمد رسول الله را بخوانند. آنچه ابتدا باید وارد گوش آنها شود ، شناخت الله سبحانه و تعالی است.
به او گفت كه خداوند متعال بالاتر از "عرش" است ، سخنان آنها را ببين و بشنو ، و خداوند هر جا كه باشند با آنها است. "
روش پرورش توحید
جمله توحید فقط یک لفظ نیست که به صورت شفاهی گفته می شود. به هر حال این جمله معنا و عواقبی دارد. یکی از روش های آموزش کودکان از طریق داستان است.
جایی که در داستانها درسهایی وجود دارد ، می توان درسهایی را آموخت. از طریق این داستان ، یک روش موثر برای درج ارزشهای توحیدی ، بدون اینکه کودک احساس حمایت کند. در واقع ، آنها معمولاً در گوش دادن به داستان رانش می کنند.
ابن قیم الجوزیه در کتاب الفوائد توضیح می دهد که از جمله فضایل توحید این است که می تواند راهی برای نجات برای کسانی باشد که همیشه برای این توحید می جنگند. داستانی که می تواند به کودکان منتقل شود ، داستان پیامبر یونس و فرعون است.
حضرت یونس توسط الله سبحانه و تعالی برای تبلیغ در شهر نینوا ، شهری واقع در ماوسول ، عراق فرستاده شد. حضرت یونس همیشه آنها را به اطاعت از الله سبحانه و تعالی فرا می خواند. اما آنها امتناع ورزیدند و در ناباوری غوطه ور ماندند.
بنابراین یونس پیامبر (ص) آنها را در حالت عصبانیت رها کرد و آنها را تهدید کرد که در عرض سه روز مجازات خداوند در پی خواهد بود.
حضرت یونس قوم خود را رها کرد و با مردم سوار قایق شد. در وسط دریا ، قایق تاب خورد ، آنها ترسیدند که غرق شوند. بنابراین آنها بین خود قرعه کشی کردند تا تعیین کنند چه کسی به دریا پرتاب می شود تا بار قایق سبک شود.
سرانجام قرعه به دست یونس نبی افتاد ، اما آنها از پرتاب آن خودداری کردند. سپس قرعه کشی دیگری انجام شد ، معلوم شد که این بار قرعه دوباره به دست یونس پیامبر افتاد.
آنها امتناع کردند ، سپس قرعه کشی دیگری انجام دادند. معلوم شد که دوباره قرعه به دست حضرت یونس افتاد. تا تصمیم نهایی ، یونس پیامبر را باید به دریا می انداختند. سپس توسط ماهی های زون نون ، یعنی پاپ ، خورده شد.
حضرت یونس در شکم نهنگ ، او به درگاه خداوند دعا کرد
خداوند متعال با این دعا او را از شکم نهنگ نجات داد. سپس می توانست بیرون برود و با افرادی که به دنبال او بودند ملاقات کند. و آنها به الله سبحان توبه کرده اند.
الله سبحانه و تعالی فرمود:
فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ ۚ وَكَذَٰلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
"بنابراین ما نماز او را مجاز دانسته و او را از اندوه نجات داده ایم. و بدین ترتیب ما کسانی را که ایمان آورده اند نجات می دهیم. " (سsال الانبیا ': 88)
این با داستان فیرون متفاوت است. فرعون پادشاهی بود که ظالم ، بیرحم بود و ظلم بسیاری به بنی اسرائیل می کرد. این فرعون همچنین کسی بود که مانع از تبلیغ حضرت موسی شد. حتی اگر آنچه موسی موسی تبلیغ می کرد توحید بود.
با این حال ، او برخلاف فرعون ، حتی ادعا می کرد که یک خداست. سپس به مردان خود دستور داد برای یافتن خدای حضرت موسی برج بلندی بسازند. این نوعی غرور و خودبینی است.
اوج اوضاع زمانی بود که موسی نبی و بنی اسرائیل مصر را ترک کردند. فرعون با ارتش خود آنها را تعقیب کرد. وقتی حضرت موسی به دریای سرخ برخورد ، آن را به دو قسمت تقسیم کرد. حضرت موسی همراه با بنی اسرائیل از آنجا عبور کردند تا آنها نجات پیدا کنند.
با این حال ، فیرعون و سپاه او به دنبال آنها آمدند. دریای سرخی که به جاده تقسیم شده بود دوباره بسته شد. سرانجام ، فیرعون و ارتش او غرق شدند.
آلْآنَ وَقَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَكُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ
"آیا اکنون است (شما فقط آن را باور دارید) ، در حالی که از مدت ها قبل نافرمانی کرده اید و در زمره کسانی هستید که آسیب می بینند." 9قرآن جونا: 91)
حکم حکم توحید
از دو داستان بالا به همان شیوه استفاده شده است ، اما نتایج متفاوت است. حضرت موسی با کلمات توحید نماز خواند و سپس توسط الله سبحانه و تعالی نجات یافت. زیرا در طول زندگی خود او همیشه برای توحید می جنگید.
در مورد فرعون ، او همان جمله توحید را گفت. با این حال ، مورد قبول خداوند متعال نیست. زیرا در زمان حیات خود ، فرعون همیشه با صاحب نظران توحید خصمانه بود. و هنگامی که زندگی او به حلق او رسید ، پس توبه او توسط الله سبحانه و تعالی پذیرفته نشد.
Loading...

0 Response to "توحید را به کودکان بیاموزید"
Post a Comment