شناخت کمونیسم و خطرات آن
اخبار اسلامی، تانجونج إنيم - کمونیسم یک مکتب فکری است که مبتنی بر الحاد است که اعتقاد به خدا نیست. این جریان ماده را اصل همه چیز قرار می دهد ، بنابراین غالباً از آن به عنوان ماده گرایی یاد می شود.
دین مورد حمله قرار می گیرد زیرا زهر جامعه تلقی می شود و به عنوان یک قربانی سرمایه داری در نظر گرفته می شود. به همین دلیل در اندونزی عادت داشتند که حاجیان بورژوازی باشند. زیرا به طور کلی آنها افراد ثروتمندی هستند. بنابراین ، فصل دین سرمایه داری تلقی می شود. امپریالیست ها و استثمارها ، یا جنبش های معطوف به استثمار زیرادین را ابزاری برای جادوگری مردم می داند که پس از آن نخبگان مذهبی از آن بهره می برند.
نگرش مسلمانان در این مورد متفاوت است. کسانی هستند که آن را رد می کنند ، کسانی نیز هستند که ایمان می آورند. قضاوت از جلسه سالانه ، جایی که فراکسیونی وجود داشت که خواستار لغو ضربه زدن یک مجلس مشورتی موقت مردم است عدد. 25 از آن 1966. حرکات باز وجود دارد و حرکات بسته نیز وجود دارد. این بدان دلیل است که ، اولاً ، قدرت آنها محدود است. دوم ، زیرا این ایدئولوژی پوسیده معمولاً مانند تخمهای پوسیده پیچیده شده در کاغذ طلا به طور کلی به مردم منتقل نمی شود. مسلمانان گاهی اوقات در بسته بندی اسلام خوب نیستند. وسلم-
آنها تاریخ را بر اساس نبردهای طبقاتی و عوامل اقتصادی تفسیر می کنند. این مدرسه با مربیگری مارکس و ایندیرست در آلمان متولد شد ، سپس بعداً به آن مارکسیسم گفته شد. سپس در سال 1917 میلادی ، آغاز تأسیس اتحاد جماهیر شوروی ، با برنامه ریزی جنبش یهود ، به شکل انقلابی در روسیه بروز کرد. سپس با مشت آهنین و خشونت ، گسترش را گسترش دهید. کمونیسم همیشه از خشونت استفاده می کند ، اگرچه گاهی از دموکراسی استفاده می کند ، اما اگر قدرت نداشته باشد تنها به عنوان وسیله ای به کار می رود
مسلمانان در سراسر جهان به شدت از این ایدئولوژی صدمه دیده اند ، زیرا این آشکارا خلاف خدا است. و بسیاری از ملتها به دلیل اقدامات این فرقه ، به ویژه در کشورهای کمونیستی ، مانند شوروی ، و همچنین چین و چندین کشور دیگر در آفریقا ، از تاریخ ناپدید شده اند.
اگر عمیق تر شویم شخصیت های آنها چه کسانی هستند؟ از لحاظ تئوریک کمونیسم بر اساس کارل مارکس بنا شده است. او یک یهودی با ملیت آلمانی است. وی در سال 1818 - 1883 م زندگی کرد. وی نوه مشهور یهودی به نام مورکوی مارکس بود. کارل مارکس یک خودخواه ، بدون اصل واضح ، انتقام جویانه و مادی بود. از آثار برجسته می توان به مانیفست کمونیست 1848 ، داس کاپیتال 1767 اشاره کرد.
در ساخت نظریه خود ، کارل مارکس توسط فردریک آنجل کمک شد. او در 1820 - 1895 زندگی کرد. او به گسترش آموزه های کمونیسم کمک کرد و این او بود که تا پایان زندگی از کارل مارکس و خانواده اش حمایت کرد. از این دوست نزدیک (فرشته) ، آثار نوشته شده شامل ، ریشه های خانواده ، افراد خاص و دولت ، دوگانگی در طبیعت ، سوسیالیسم خورفت و سوسیالیسم علمی است.
شخصیت دیگری وجود دارد ، یعنی لنین. او که در سال 1917 میلادی انقلاب خونین را در روسیه انجام داد دیکتاتوری که بسیار ترسیده است. این شخصیت بی رحمانه است ، در تحمیل عقاید و کینه خود علیه بشر یک دیکتاتور است. وی در سال 1870 میلادی متولد شد و در سال 1924 درگذشت منابع متعددی وجود دارد که می گویند لنین در اصل یهودی بوده است که بعداً به نام روسی تغییر یافت. او یهودی بود که بعداً به نام روسی تغییر یافت. او تقریباً شبیه تروتسکی است. و این لنین بود که کمونیسم را عملی کرد. وی کتابها و بروشورهای گفتاری زیادی دارد ، اما از مهمترین مقاله ها مقاله ای است که به عنوان گل رمپای شناخته می شود.
جوزف استالین ، 1879 - 1954 ، چهره دیگر جنبش کمونیستی دبیر حزب کمونیست و رهبر عالی پس از لنین بود. او به بی رحمی ، بی رحمی ، سادیسم ، دیکتاتور و سرسخت بودن مشهور است. حذف مخالفان وی با استفاده از قتل عام ، ترور و تبعید صورت گرفت. در کمونیسم ، قربانی شدن دوستان امری طبیعی است. رفتار و نگرش او ثابت کرد که او آمادگی دارد همه مردم را به خاطر خود فدا کند. روزگاری توسط همسر خودش هشدار داده شد ، اما همسرش کشته شد.
چهره مشهور دیگر تروتسکی است. متولد 1879. وی در 1940 میلادی کشته شد. این قتل توسط استالین انجام شد. او همچنین یهودی بود و در حزب موقعیت مهمی داشت. سپس او را از حزب اخراج كردند زيرا متهم به انجام كارهايي عليه منافع حزب شد. حزب کمونیسم خداست ، یعنی چیزی که باید از آن اطاعت کرد. وقتی استالین به قدرت رسید این اتفاق افتاد ، زیرا او می خواست فضای مناسبی را برای اداره دولت خود فراهم کند.
ما باید آموزه های مهم را بشناسیم تا کمونیسم را بشناسیم. از آنجا که این جنبش کمونیستی همیشه باز نیست ، بسیاری از آنها محجبه هستند. مخصوصاً وقتی که او هنوز قدرت کمی داشت یا اصلاً قدرت نداشت. بنابراین شناختن کمونیسم نه تنها از ظهیر آن بلکه از طرز تفکر نیز دیده می شود. حتی اگر شخصی اعتراف کند که کمونیست نیست ، اگر افکار و رفتار او کمونیستی باشد ، او کمونیست است. به عنوان مثال ، آموزه مهم این است که آنها وجود خدا و همه آنچه را که غیب است ، به دلیل آن مادیات انکار می کنند. این موضوع اصل همه چیز است.
ایمان آنها (اگر می خواهید آن را ایمان بگذارید) سه برابر است؛ به مارکس ، لنین و استالین و کوفوری سه اعتقاد دارد. دین خدا و انکار مالکیت خصوصی. آموزه دیگری ، وی تاریخ بشر را بر اساس مبارزه بین بورژوازی و پرولتاریا تفسیر کرد. بورژوازی ثروتمند و پرولتاریا مردم عادی هستند. به گفته آنها ، مبارزه به دیکتاتوری پرولتاریا ختم شد.
اگر توجه کنیم ، در واقع جنبش های ضد اسلامی یا جنبش های ضد توحیدی همیشه در نهایت یهودی بودن است ، چرا؟ زیرا یهودیان هرگز به تعداد آنها افزوده نشده یا بسیار اندك افزایش یافته اند. زیرا یهودیان گروهی هستند که بالاترین نژاد را احساس می کنند و او همیشه منحصر به فرد است. بنابراین یهودیت هم دین است و هم ملت. تاکنون تعداد یهودیان + 15 میلیون نفر بود. از آنجا که تعداد آنها کم است و آنها می خواهند به طور مداوم زنده بمانند ، در مدل های مختلف حرکات کفن را انجام می دهند. بنابراین یهودیان یک ملت مظلوم و مظلوم هستند و برای به دست آوردن حقوقی که توسط دیگران گرفته شده به دین خود احتیاج دارند. حتی اگر آنها در طول تاریخ مورد ظلم واقع شده اند و به دلیل رفتارهای خود در دیاسپورا هستند.
ملت یهود توسط شیخ المروقی در یکی از کتابهای خود ملتی است که دارای 75 ویژگی شیطانی و برتر است. ملتی که بیشترین پیامبران را به قتل رساند ، بیشترین ربا را خورد و در وحی / کتابهای مقدس دستکاری کرد. تنها کتاب مقدسی که نمی تواند نهایی شود ، القرآن است. بنابراین دشمن فانی یهودیان مردم مسلمان هستند ، زیرا رفتار ، شخصیت و تاریخ یهودیان قابل جعل نیست ، قابل تغییر نیست.
در حالی که در کتاب مقدس ، رفتار یهودیان توسط خود یهودیان از بین رفته است ، به طوری که مردم ناشارا حتی اگر یهودیان را دوست ندارند قادر به جنگ با یهودیان نیستند. هنگامی که آنها در سراسر جهان مهاجر هستند و او قبیله ای است که تا روز قیامت زنده خواهد ماند ، این دلیل است که الله سبحانه و تعالی شواهدی در مورد رفتار یهودیان با تمام ویژگی های آنها به بشر نشان داده است. اگر از نظر جامعه شناسی نگاه کنیم ، بسیاری از ملل یا قبایل در این جهان گم شده اند. هر دو از دست رفتند زیرا آنها نتوانستند زنده بمانند یا با گروه های دیگر در یک قبیله جدید ادغام شدند. اما نه برای یهودیان.
آموزه دیگر کمونیسم در یک زمینه اخلاقی است. گفته می شود که اخلاق نسبی است ، اخلاق نتیجه ابزار تولید است. آموزه دیگر ، مردم با مشت آهنین و خشونت حاکم بودند. شانسی برای فعال کردن قدرت تفکرشان وجود نداشت. دولت حزب است و حزب دولت است ، اولین رهبر سیاسی اصلی در انقلاب حجیم متشکل از 4 نفر. همه یهودیان به جز یک نفر. این میزان پیوستگی بین کمونیسم و یهودیت را نشان می دهد. آنها می گویند که قرآن در زمان سلطنت عثمان اولی اولیا تدوین شده و سپس تا قرن 8 تغییراتی را تجربه کرده است. وی مهر زد که آل قرآن سلاحی برای پخش تریاک برای مردم است.
با توجه به یهودیت ، کمونیسم مراحل و فعالیتهایی را که با یهودیان در رسیدن به اهداف آنها انجام می شود پنهان نمی کند. یک هفته پس از انقلاب ، از آن زمان تصمیمی برای جبران نیازها و حقوق یهودیان صادر شد که دارای دو جنبه مورد علاقه است. اول آنها گفتند جنگ با یهودیان همان مبارزه با بالاترین طبقه ملت است و باید توسط قانون مجازات شود دوم ، به رسمیت شناختن حق مردم یهود برای تأسیس دولت خود در فلسطین.
مارکس گفت که وی با فیلسوفان صهیونیست ، بنیانگذاران نظریه صهیونیسم ، یعنی موسه ، در تماس بوده است. مناطقی که جنبش کمونیستی توسعه یافت شامل شوروی ، چین ، چکسلواکی ، مجارستان ، بلغارستان ، لهستان ، آلمان شرقی ، رومانی ، یوگسلاوی ، آلبانی و کوبا بود. آنچه که امروز نیز قدرتمند است کوبا است ، در حالی که در اتحاد جماهیر شوروی ، جایی که کمونیسم 70 ساله بود ، سقوط کرده بود.
حال س ال این است که آیا کمونیسم اکنون مرده است؟ به عنوان یک ایدئولوژی نخواهد مرد. به دلیل ریشه های یهودی ، با رشد ایدئولوژی های دیگر که دشمن یا رقیب آن هستند ، مستقیماً متناسب است. اگر ایدئولوژی دشمن آن (اسلام) ضعیف شود ، کمونیسم تقویت خواهد شد. برعکس ، اگر اسلام گسترده باشد ، کمونیسم به طور خودکار تضعیف می شود.
مورد 1
در یکی از کتابهایی که درباره افکار کارل مارکس است ، توضیح داده شده است که کمونیسم در واقع ترکیبی از افکار کارل مارکس و لنینیسم است. سپس در تقسیم نظریه کارل مارکس و تقسیم آن ، میانه رو ، رادیکال و حتی آنارشیک وجود دارد. همه چیزهایی که در آن انقلاب به اوج خود می رسند باید ایجاد شوند یا اینکه انقلاب نیز به خودی خود ایجاد می شود ، به طور طبیعی اتفاق می افتد. شخصیت واقعی اندیشه کارل مارکس چیست تا بتوانیم شخصی را به عنوان پیرو وی شناسایی کنیم. چه ارتباطی بین سوسیالیسم و کمونیسم وجود دارد.
واکنش
کمونیسم مکتب های فکری بسیاری دارد ، زیرا این یک ایدئولوژی نیز است که هیچ منبع متنی ندارد. دین اسلام که دارای منبع متنی واضحی است ، یعنی آل قرآن و سنت ، دارای تفکراتی است. اما در اسلام از نظر علمی قابل درک است ، روش شناسی قابل توجیه است. در همین حال ماصل کمونیسم بیشتر به شخصیت متفکر برمی گردد. بنابراین به شخصیت و موقعیت تاریخی همراه آن و همچنین محیط اجتماعی مربوط می شود. بنابراین بین کمونیسم در شوروی ، کوبا یا چین فرق دارد. حتی اگر منبع اصلی همان است. با این حال ، آنچه مسلم است ، روح ماتریالیسم ، هر مدل ایدئولوژیک و مدل حرکتی باشد.از دیدگاه مذهبی ، آنچه کمونیسم را از سرمایه داری متمایز می کند ، ریشه تاریخی تولد آن است. سرمایه داری از اروپا ناشی می شود که هنوز تفاوت های مذهبی خود را دارد. در همین حال ، ماتریالیسم کمونیستی کاملاً از بین رفته است.
سوسیالیسم نیز متفاوت است. سوسیالیسم شدید ، نزدیک به کمونیسم وجود دارد. سوسیالیسم وجود دارد که به سادگی یک شکل ایده آل از جامعه است که در چندین کشور اروپایی مانند دولت رفاه رشد کرده است. این یک سوسیالیسم منطقی است که جهت گیری آن جامعه در کل به رونق می رسد اما حقوق شخصی را نقض نمی کند.
در تاریخ آن ، سوسیالیسم و کمونیسم هرگز عملی نشده اند. زیرا فقط به عنوان مبنای سیاسی. از آنجا که یک فکر / ایدئولوژی با ذات انسان ناسازگار است ، از درون خود تخریب خواهد شد ، حتی اگر ممکن است در یک زمان توسط گروهی از مردم باور شود و می تواند با زور از لحاظ سیاسی عملی شود ، اما هرگز به صورت واقعی قابل اجرا نیست.
مورد 2
اگر به شرایط فعلی نگاهی بیندازیم ، این اشکال کمونیسم به دلیل شرایط تاریخی اثبات شده ، از نظر واقعی ، به ویژه مسلمانان پذیرفته نمی شود. شکل دیگری از کمونیسم وجود دارد ، یعنی سوسیالیسم دموکراتیک. جایی که آنها از آماتاریسم دموکراتیک در تلاش برای پرورش کمونیسم به شکل دیگری استفاده می کنند. در این میان یک حزب تشکیل شده است. زیرا با این کار ، سیستم ارزشی کمونیسم که آنها استفاده می کنند ، مطابق با جو دموکراتیک است که آنها می خواهند در اندونزی ایجاد کنند. دیدگاه جامعه اسلامی خصوصاً در بین مدیران اجرایی یا محافلی که توانایی دیدن سیاست های دولت را در دیدن همه آن دارند ، چیست.
واکنش
کمونیسم در اندونزی در واقع رد شد زیرا اسلام بود ، اما عملاً به یک قدرت بزرگ تبدیل شده بود. ورود کمونیسم به اندونزی در اوایل قرن بیستم بود. حتی یک شخصیت وجود دارد که یک کیاییاست. شخصی که بر اسلام مسلط بود اما کمونیست شد ، آنها به خاطر ارتباط با مقاومت در برابر استعمار مدام نماز می خواندند. اما این س ofال که چگونه می توان این کشور را آزاد کرد از طریق کمونیستی است ، شاید به این دلیل که آنها نمی فهمند چگونه می توان اسلام را انجام داد.
تاریخ کمونیسم برای اولین بار در سال 1926 شورشی را آغاز کرد ، سپس توسط هلندی ها خرد شد. 22 سال بعد او دوباره ظاهر شد. در سال 1955 ، در انتخابات وی به یکی از 4 حزب پیروز در انتخابات تبدیل شد. بنابراین کمونیسم حاصلخیز در اندونزی به دلیل عوامل جامعه شناختی و اقتصادی است. سپس در سال 1965 آنها دست به شورشی زدند و سرانجام با مصوبه یک مجلس مشورتی موقت مردم است 1965 منحل شدند. مردم تصور می کردند کمونیسم از بین رفته و دیگر زنده نخواهد ماند ، اما آخرین حقایق ، علائم ظهور کمونیسم به وضوح قابل مشاهده بود. هر دو به صورت نوشتن (کتاب) در مورد کمونیسم که اکنون فروش خوبی در بین دانشجویان آغاز کرده است. متناوباً ، از بسیاری مشاهدات نشانه های محکمی وجود دارد که یکی از مظاهر ظهور کمونیسم ، سازمانی است که تحت عنوان شناخته می شود. حزب از نظر قانونی احزابی مشروع بود زیرا به عنوان شرکت کننده انتخابات بر اساس پانکاسیلا ثبت شده بود. با این حال ، نشانه ها یا مدل های بسیاری وجود دارد که نشان می دهد بخشی از جنبش کمونیستی است. به عنوان مثال ، استفاده از شعارها و کلمات یا مدل حرکت تقریباً همان حزب کمونیست اندونزی است.
Loading...

0 Response to "شناخت کمونیسم و خطرات آن"
Post a Comment